دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فایل های آموزشی و پژوهشی نقد و بررسی مظالب دانشگاهی پروژه های دانشجویی تحقیق و مقاله

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

دانلود ریسرچ ایرانداک-— (479)- پایان نامه دانشگاه


(همان: 23) بسی گفتیم و گفتند از شهیدان شهیدان را شهیدان میشناسد (همان: 29) از خون شهیدان شرمتان باد، مگر با حرمت لاله میتوان بازی کرد (همان: 35) شب و خلوت و بغض نشکفتهام شب و مثنویهای ناگفتهام (همان: 39) ما شهیدان جنون بودیم از عهد قدیم سنگ قبر ماست دریا، نقش قبرما نسیم (قزوه، …


(سایت مرجع پایان نامه )- — (479)- \\\\\\\\\\\\\\\"”(سایت مرجع پژوهش علمی )”\\\\\\\\\\\\\\\"

(همان: 23) بسی گفتیم و گفتند از شهیدان شهیدان را شهیدان میشناسد (همان: 29) از خون شهیدان شرمتان باد، مگر با حرمت لاله میتوان بازی کرد (همان: 35) شب و خلوت و بغض نشکفتهام شب و مثنویهای ناگفتهام (همان: 39) ما شهیدان جنون بودیم از عهد قدیم سنگ قبر ماست دریا، نقش قبرما نسیم (قزوه، ح، 1390: 82) صبح نماز سحری با دف و تنبور بخوان ملک حجازی است دلت، نی بزن شوری بخوان (قزوه، ث، 1389: 96) مثل شب بوهای عاشق، گریه در بوی تو کردم هر چه معراج است با یک جذبه روی تو کردم (همان: 97) سی شب از شب تا سحر در حلقه زلف نشستم سی سحر را ختم با سی جزء گیسوی تو کردم (همان: 97) غزل غزل شدهام ای شهید عشق که چون گل ز عاشقان گریبان دریده تو بگویم (همان: 92) ای دست و زبان شهدا، هیچ زبانی چون حنجرهات داغ مرا تازه نمیکرد (همان: 91) 3-2-2-5-آوردن نام ماههای قمریاز جمله ویژگیهای زبانی آثار منظوم قزوه شاید میتوان به آوردن نام ماههای قمری اشاره کرد. این ویژگی نیز توجه ایشان به اسلام و تاریخ تقومی اسلامی را نشان میدهد. اما به دلیل استفاده کم از این ویژگی، نمیتوان این مورد را از ویژگیهای زبانی قزوه محسوب کرد. تو از ذی الحجّه‌ای/ من از محرّم... (قزوه، ث، 1389: 378) شب با هلال ماه صفر هم سفر شدم با زائران کعبه به همراه زلف تو (همان: 76) تشنهام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی (همان: 85) سی سحر سر شد و از عشق نپرسیدم چیست فرق این یک رمضان با رمضانهای دگر؟ (همان: 31) پر از جمال و جلال جمادی و رجبم شب ولادت مولاست یا ولادت تو؟ ! (همان: 80) ماه شعبان و رجب، نم نم اشکی شد رفت خانه ابریست خدایا! رمضان را چه کنم؟ (همان: 35) 3-2-2-6-استفاده از آواها و صداهااز ویژگیهای زبانی دیگر قزوه در آثار منظوم، میتوان به استفاده از آواها و صداها در میان اشعارش اشاره کرد. قزوه از این ویژگی برای ایجاد موسیقی و آهنگ و نیز برای جلب توجه به مطلب مورد نظرش بهرهجستهاست. می یی که روز و شب در هوهوست می یی که هر سحر «حیّ علی... » گوست (قزوه، الف، 1389: 265) شما باران هو هو دیده بودید؟ ! می « حیّ علی... » گو دیده بودید؟ ! (همان: 265) تو را در مثنوی، در نی، تورا درهای وهوی، در هی تو را در بند بند ناله‌های بی‌صدا دیدم (همان: 243) بعد از این هق هق من، غیر هو‌الحق حق نیست های هایی‌ست اگر می‌شنوی هوهویی (همان: 131) هوهو زدن جان، عشق است و جنون است حق حق زدن روح، صوم است و صلات است (همان: 139) یک نفس هفت آسمان را در سماعی سرخ رفتم های و هو را سر بریدم، مشق هوهوی تو کردم (همان: 97) بعد از این هق هق من غیر هوالحق حق نیست صبح ابروها مبارک، شام گیسوها به خیر (همان: 116) هو هو و هی هی و ها ها مزن ای عشق های و هوی است همه هاها-هوهوها (همان: 25) ای هایی ست اگر میشنوی هو هویی یاد چرخشها و حق حقها و هوهوها به خیر (قزوه، ح، 1390: 60) شهر ما آنسوی آبی هاست، دور از دسترس شهر ابراهیم ادهم، شهر لقمان حکیم (همان: 69) 3-2-2-7-آوردن نامهای ائمه و پیامبران آوردن نامهای ائمه و پیامبران در آثار منظوم قزوه، یکی دیگر از ویژگیهای زبانی وی است. ایشان با آوردن نام ائمه و پیامبران، دین و مذهب را مورد توجه قرار دادهاست. این ویژگی نیز نشان از شاعر آیینی و مذهبی بودن ایشان است. قزوه با آوردن نام هر کدام از پیامبران و اشاره به ویژگی آن پیامبر و داستان و اتفاقاتی که بر سر آن پیامبر افتادهاست، میخواهد توجه خواننده را به مطلب مورد نظر خودش جلب کند. اینکه گریه میخندد، از تبار یعقوب است آن دو غیرت نایاب، یوسفاند و بنیامین (قزوه، ح، 1390: 71) کاری کن ابراهیم! این مردم غریب‌اند لب تر کن اسماعیل! زمزم‌ها همین جاست (قزوه، ث، 1389: 127) به بوی جوی مولیان که رسیدی دوباره در نی داوودی‌ات بدم (همان: 338) ابوجهل‌ها پیش ما سد شدند همه دشمن آل‌احمد شدند (همان: 280) ای دل، شفیع آخرت مایی، الغیاث دنیا کرشمههای زلیخاست، الحذر! (همان: 250) کی می‌شود که دیدهی یعقوب واشود؟ کی می‌رسد که یوسف دل، آید از سفر؟ (همان: 250) زمین هر روز، فرعونی دگر در آستین دارد دعا کن هر سحر، آبستن موسی شود نیلش (قزوه، ح، 1390: 45) فردا که کوهها همه سیمرغ میشوند(همان: 61) نه مثل سارهای و مریم، نه مثل آسیه وحوا فقط شبیه خودت هستی، فقط خودت، زهرا! (همان: 39) او را با پیکری شکسته به آسمان بردند شکسته تر از مسیح(ع) و موسی(ع) (قزوه، ج، 1390: 89) ماه کنعان ندهد سلطنت مصر فریب تو را چرا مثل پدر نیستی ای یوسف ثلنی؟ (قزوه، ث، 1389: 85) نیست تقصیر عصا، معجزه موسویات نیست کاش میشد که شعیب بپذیرد به شبانی (همان: 85) 3-2-2-8-کاربرد فراوان واژگان می و عشق و مستقزوه از کلمات می و عشق و مست نیز در میان آثار منظوم خود استفاده فراوان کرده است. این ویژگی نیز توجه ایشان را به عرفان و عشق را نشان میهد. وی با آوردن کلمات مست و می، در اشعار خود، و عشق ناب و پاک الهی، خواسته همچون مولوی و حافظ شعری عرفانی بسراید و از این طریق دل و جان خواننده را به سوی دین و مذهب و حق بکشاند. سلام ای ساقی مستان، سلام ای جمع بی‌دستان که می‌نوشید و می‌رقصید در غوغای بی‌دستی (قزوه، ث، 1389: 137) نرفتید گامی به فرمان عشق نبردید راهی به میدان عشق (قزوه، ج، 1390: 42) شهر ما آبادی عشق است، اما راز عشق عشق یعنی واژههای رمز قرآن کریم (قزوه، ح، 1390: 70) عشق یعنی قاف لام «قل هو الله احد» عشق یعنی بای «بسم الله الرحمن الرحیم» (همان: 70) میگفت برو، عشق چنین گفت بشتاب میگفت بمان، عقل چنین گفت که برگرد (قزوه، ث، 1389: 91) باده به دست تو کیست؟ طفل شهید جنون پیر غلام تو کیست؟ عشق علیهالسلام! (همان: 106) پشت این بازار ناموزون، ترازو دارها عقل را کم میخرند و عشق را کم میکشند (همان: 33) 3-2-2-9-آوردن نامهای فرنگیاز دیگر ویژگی زبانی قزوه آوردن نامهای فرنگی در میان متن و آثار منظوم خود است. قزوه با اینکه از نامهای فرنگی در میان آثار خود بهره جستهاست ولی در مقولهی فکری اشاره خواهیم کرد که ایشان پایبند فرهنگ اسلامی و ملی خود است و از ایستادگی در مقابل تهاجم فرهنگی کشورهای غربی و غیر اسلامی سخن به میان آوردهاست. آوردن نامهای فرنگی در ضمن آثارش، بیشتر از روی انتقاد و اعتراض است نه از روی تقلید. اما در کیفهای سامسونت / یک خروار مضمون ناب خفته است. (قزوه، ج، 1390: 54) و برای کشف زوزه صورتی/ هفت مرتبه الیوت واکتاویو پاز را ورق زد. (همان: 55) بعضی شعر هایشان را/ به مینا و آیدا و سوزی تقدیم میکردند. (همان: 55) میترسم شلوارهای جین و چارلی کار دستمان بدهد/ و شکلاتهای انگلیسی دهنمان را ببندد. (همان: 56) شاپور خان به مشتریهایش سیگار وینستون تعارف میکرد/ ومطمئن است که قیمت سکه وطلا پایین نمیآید. (همان: 58) امسال به ساعتهای کاسیو اطمینان کردیم/ ونماز صبحمان قضا شد!(همان: 59)/ در میتینگهای ادبی. (همان: 69) حتی اگر به پارتی میرفتم/ اگر پارتی بازی نمیشد! (همان: 70) رپرتاژ تسلیت چاپ کرد / بیایید به دلارها / به چشم یک اجنبی نگاه کنیم/ بیایید به کراواتها محل نگذاریم. (همان: 73) یک عینک پنسی/ با پرستیژترین روشنفکر شوم. (همان: 75) مردی که به پاترول ها سواری ندادهاست/ وکلکسیون پیکان ندارد! (همان: 85) به تسبیح شاه مقصودش بنازد/ و با تلفن زیمنس معامله کند. (همان: 50) و گاه مارکوس را محکوم می کند/ تا سیاستش عین دیانتش باشد! (همان: 52) 3-2-3-ویژگیهای ادبی آثار منظوم علیرضا قزوهشاعران و نویسندگان برای آفرینش زیبایی در آثار خود و برای جلب خوانندگان از صناعات ادبی بهره میبرند تا هم موجب زیبایی و هم تاثیرگذاری بیشتر آثار خود شوند. قزوه نیز برای این منظور از آرایههای ادبی در ضمن اشعار و مطالب خود استفاده کردهاست که به چند مورد از آن اشاره میکنیم. این آرایههای ادبی به نسبت استفاده بیشتر در مجموعه آثار منظوم قزوه دستهبندی شده است. 3-2-3-1-تشبیهیکی از آرایه های ادبی رایج در آثار منظوم قزوه، استفاده فراوان از تشبیه است. اصطلاح تشبیه در علم بیان به معنی ماننده کردن چیزی است به چیز دیگری، مشروط بر اینکه آن مانندگی مبتنی بر کذب یا حداقل دروغنما باشد، یعنی با اغراق همراه باشد. (شمیسا، 1383: 33) در آثار قزوه تشبیههای به چشم میخورد بیشتر طرفین تشبیه از ماه و خورشید و ابر و دیگر آفرینشهای الهی است که این نشانگر توجه قزوه به عجایب خلقت و نیز دید الهی وی است. در بیت زیر قزوه کلمات را به ابر تشبه کرده است که در بالای سرش در حرکت است: شعر، از سر من دست برداشته امّا/ بالای سرم باز، ابر کلمات است. (قزوه، ث، 1390: 139) و نیز در جای دیگر شک را به شبنم صبح مانند کرده و در ادامه ایمان را به گل، که این نیز از تشبیههای نادر وی است. شک، شبنم صبح است به روی گُل ایمان/ شک نیست که در شکّ شما نیز یقینی‌ست. (همان: 140) و نیز ماه را به آینه همانند کردهاست. زشرم سوختن آن سالهی خورشید/ به گرد آینهی ماه، هاله پیدا شد. (همان: 133) در جای دیگر شهدا را به دریا تشبیه کرده و آنان را همچون دریا، بزرگ و صاف معرفی نمودهاست. شکل دریا شده‌ای، معنی دریا که تویی بندر از شوق غزل می‌شود آن‌جا که تویی (همان: 119) قزوه به خاطر علاقه شدید و ارزش و احترامی که نسبت به شهید و شهیدان دارد، آنان را به نور و آب و آیینه همانند میکند که این تشبیهها نشان از صافی و صداقت قلب قزوه نسبت به شهید و شهادت دارد. تو نوری، تو آبی، تو آیینه‌ای پر از مژدهی صبح آدینه‌ای (همان: 286) در جای خطاب به سربازان وطن و شهدای اسلام، از مرگ سخن میگوید و از تشبیه آن به برگ که در هنگام فصل خزان میریزد، مرگ را بر سر دشمنان میریزد. در درخت، پنهان می‌شوی/ ومرگ را چون برگ/ بر سر دشمن می‌ریزی. (همان: 363) آوردن تشبیههایی از شخصیتهای دینی و مذهبی نیز از جمله ویژگیهای تشبیهی وی است. لشکر اشکم شبیه لشکر مختار بود کوفه کوفه نوحه بودم، صف به صف میآمدم (همان: 94) بعد از درد و ناله خود که به ابر گرفته تشبیه کرده، مینویسد و حاضر است جان بدهد ولی آبرویش ریخته نشود: تمام خویش نالیدم چو ابری بیقرار گفتم ای باران که میکوبی به طبل بادها (قزوه، ج، 1390: 22) من چه دارم غیر آه، آه ای برق نگاه ابر جانم را ببار، ابرویم را مریز (قزوه، ث، 1389: 83) در رگ عطشانتان، شهد شهادت به جوش میشکند تیغ را، خنده خون در نیام (قزوه، ح، 1390: 35) امید نانی نیست/ آسیاب قلبم میچرخد! (همان: 17) دلا برخیز، از این بیهوده برخیز به چشمانم چراغ گریه آویز (همان: 259) دلم را شعلهی آه سحر کن مرا در یک دوبیتی مختصر کن (همان: 260) ای نبی را همچو مادر، ای علی را همچو یار خطبه‌ای دیگر بخوان تا پر بگیرد ذولفقار (همان: 288) 3-2-3-2-تشخیصاز ویژگی ادبی دیگر قزوه استفاده فراوان از آرایه ادبی تشخیص(جان بخشی) است. در صنعت تشخیص، قزوه با دادن شخصیت و جان به عناصر طبیعی، زیبایی خاصی در آثار منظومش ایجاد کردهاست. شفیعی در تعریف تشخیص آوردهاست: «بخشیدن صفات انسان و به ویژه احساس انسانی به چیزهای انتزاعی، اصطلاحات عام و موضوعات غیر انسان یا چیزهای زندهی دیگر» (شفیعی، 1375: 150) به چند مورد از این ویژگی ادبی قزوه با آوردن شاهد مثالی، اشاره میکنیم. شکوفه می‌فروشند، بهار دوره‌گردی. (قزوه، ث، 1390: 141) این بار اگر دلت گرفت/ بارانیات را بردار/ دست ماه را بگیر و به خانه‌ام بیا. (همان: 374) یعقوب منا یوسفت افتاده در این چاه دیری‌ست که خون می‌چکد از پیرهن ماه (همان: 136) باید دوباره سوخت، باید دوباره ساخت در قلب من بهار، شرمندهی خداست در چشم من بهار، شرمندهی شهید... (همان: 125) آن‌جا که می‌گریند شب بوها دل ما جایی که دلتنگ‌اند مریم‌ها همین جاست (همان: 127) توفانی از غم می‌وزد، همپای شادی باران شادی می‌چکد، غم‌ها همین جاست (همان: 127) حیدر آمد، خاک، همچون باد، گرم گریه شد خواست تا غسلت دهد، آب روان، آتش گرفت (همان: 130) رفت سوی آسمان، روحت، زمین از شرم سوخت در زمین جسم تو گم شد، کهکشان آتش گرفت! (همان: 130) کشتهی عشقم و سی ساله شهید غزلم خلعت آخرتی بافتم از گیسویی (همان: 131) دوید خون تو در خاک، لاله پیدا شد به چاه خورد صدای تو، ناله پیدا شد (همان: 133) گل همیشه بهار محمّدی چو شکفت زشرم، لاله عرق کرد، ژاله پیدا شد (همان: 133) در چشمانت قلاب میاندازد،/ قلب بالا میکشند!/ صدای درختانت گرفتهاست. (همان: 305) چه کسی فانوس زمین را روشن می‌کند؟ / چه وقت خیابان کفن می‌پوشد/ و به خانه‌ها می‌ریزند؟ (همان: 306) ریخت روی صورت ساعت‌ها/ و روز در زیر خاک/ اشک ریخت. (همان: 344) وطن، چشم در راه صبحی شگفت دلت شد پر از ابر و باران گرفت (همان: 286) بگذار شام، جامهی شادی به تن کند شب با غم تو کرده به تن، جامهی سیاه! (همان: 209) تا موج، یاد تو افتاد، چون من قرار زکف دادم شد چاک، پیرهن باد، لرزید شانه دریا (قزوه، ج، 1390: 10) امشب اما نگاه کن/ آسمان چگونه لبخند میزند. (همان: 87) یک شب، کدام شب؟ ، شب مرگ ستارهها/ یک کهکشان سوخته دیدم که سر نداشت. (همان: 21) سکوت کردم،/ واژهها به من سیلی زدند!. (همان: 68) پلک دل، تا صبح، این شبها به روی هم میافتد/ درتمام شهر تن دیگر نمیپیچید اذانم. (قزوه، ح، 1390: 67) برای ابر، کفن میدوزیم/ برای زمین، قبر میکنیم. (همان: 13) نگاه کردم/ مرگ، کفشهای مرا پوشیدهبود. (همان: 21) ای قاتلان عاطفه! اینجا چه میکنید؟ اینجا که خاک پای شهیدان غربت است (قزوه، ح، 1390: 20) 3-2-3-3-تلمیحاز ویژگی ادبی آثار منظوم قزوه تلمیح است. قزوه از این آرایه ادبی در میان اشعار خود بیشتر استفاده کردهاست به طوری که میتوان تلمیح را یکی از ویژگیهای ادبی قزوه به شمار آورد. تلمیح در لغت به معنی بهگوشهی چشم نگریستن است در اصطلاح ادبی عبارتاست از اینکه به گوشهای از یک داستان یا حکایت یا ماجرایی در اشعار اشاره شود. (هادی، 1371: 129) و عنقریب خواهد مرد/ گوسالهی بزرگ تل آویو! (قزوه، ث، 1390: 358) همان شب که سرت بر نیزه‌ها قرآن تلاوت کرد تو را در دامن زهرا (س) و دوش مصطفی(ص) دیدم (همان: 245) چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند: به ذولفقار، مگر برده است حیدر، دست؟ (همان: 247) سینه آتیش خلیله، این‌جا عشقه که دلیله ببین این دلای عاشق، چه بهشتی آفریدن! (همان: 145) شب تاریک و نخلستون و غربت دو کیسه نون و یه کاسه محبت سحر محراب با شمشیر می‌گفت چه کردی با علی (ع) ای بیمروت؟ (همان: 165) دریا علی (ع)ست، گوهر یکدانه‌اش تویی در موج حادثات حسینات سفینه است (همان: 220) الله اکبر از تو که الله اکبری ای مادر پدر که پدری را تو مادری (همان: 223) از آسمان چارم، مسیح بازگشته‌ست زمین ولی چه تنهاست، مگر تو بازگردی! (همان: 141) نقش اگر باشد عزاگویان حیدر حیدرند نقشهای باشد اگر با ابنملجم میکشند (همان: 33) شانه بر زلف دعا میزنم و میگریم موسی من! تو بگو روز وشبان را چه کنم (همان: 35) تو نوح نوحی امّا قصّهات شوری دگر دارد که در توفان نامت کشتی پیغمبران گم شد (همان: 54) شب میلاد در چشم تو خورشیدی تبسم کرد شب معراج، زیر پای توصد کهکشان گم شد (همان: 54) مثل نسیم صبح نخلستان، سرشار از زخم و سکوت صبر رفتید، اما در دل هر چاه، یک سینه آواز حزین ماندهست (همان: 43) جبرئیل آمد: بخوان! قران بخوان! بیسر بخوان! منبری از نیزه دیدم، سر به فریادم رسید (قزوه، ح، 1390: 38) یعقوب منا، یوسف افتاده در این چاه دیریست که خون میچکد از پیرهن ماه (همان: 43) 3-2-3-4-واجآرایییکی دیگر از ویژگیهای ادبی قزوه، واجآرایی است. قزوه با بهرهگیری از این صنعت ادبی با ایجاد موسیقی و آهنگ، برای تاثیرگذاری بیشتر مطلب مورد نظر خود، استفاده کردهاست و زیبایی آثار منظوم خودش را دوچندان نمودهاست. استفاده از کلمات و حروفاتی که دربردارنده بار معنایی خاصی است. این نیز از امتیازات شاعر، برای القای فکر و اندیشه خاص خودش است. سلام ای مستِ مستِ مست، ای مستِ خُم هستی سلامت می‌کنم ساقی، اگر هشیار اگر مستی (قزوه، ث، 1390: 137) به هستی هرچه جز مستی‌ست، رنگِ نیستی دارد که ما گشتیم و چیزی غیر مستی نیست در هستی (همان: 137) چرخی زنیم در خود، بیخود زخود، بچرخیم دنیا پر است از چرخ، دنیا شتاب دارد (همان: 87) مرگ، مرگ است، ولی مرگ تو مرگی دگر است داغ، داغ است، ولی داغ برادر... قیصر! (همان: 23) نقدهایت همه غوغا بود غوغا، «سید»! شعرهایت همه محشر بود، محشر، قیصر! (همان: 23) جامه خاک به تن کردی و یادم آمد از شب خون، شب آتش، شب سنگر، قیصر! (همان: 24) ساقی قدح به دستان، خنده زد به روی مستان یعنی اجر می پرستان پیش ما نمیشود گم (همان: 56) عاشق دراز دستی، مستی و سیاه مستی آدم و دوباره عصیان، آدم دوباره گندم (همان: 56) بی تو ای جان جهان، جان و جهان راچه کنم؟ خود جهان میگذرد، ماندن جان را چه کنم؟ (همان: 35) در مسجد سینه چندی ست، تا صبحدم نوحه خوانیست بر منبر گونه، شبها این گونه خطیب است (همان: 39) هان! هبا شدید، هان! هدر شدید، مردم مدینه! بیپدر شدید این صدای غربت مدینه بود، این صدای زخمی بشیر بود (همان: 64) سلسله ماست همین سلسله موها گوش کن گوش به لب خوانی ابروها (همان: 25) ای اسم سر سلسله صبح قیامت وی جان جنونمند جهان، جان خروشان! (همان: 29) سی سحر سر شد و از عشق نپرسیدم چیست فرق این یک رمضان با رمضانهای دگر؟ (همان: 31) پر از جمال و جلال جمادی و رجبم شب ولادت مولاست یا ولادت تو؟ ! (همان: 80) 3-2-3-5-مراعاتنظیرمراعاتنظیر از دیگر ویژگی ادبی آثار منظوم علیرضا قزوه است که این آرایه ادبی نیز به وفور در میان اشعارش دیده میشود. ذکر کردن اموری را به تناسب معنی، از جهت جنسیت، ملازمت و مشابهت را مراعاتنظیر گویند. (هادی، 1371: 138) همچنین در کتاب فنون بلاغت و صناعات ادبی، دکتر همای آورده است « مراعاتنظیر آن است که در سخن اموری را بیاوریند که در معنی با یکدیگر متناسب باشند، خواه تناسب آنها، از جهت همجنس بودن باشد، مانند: [آفتاب و ماه و ستاره و بهرام]. و خواه تناسب آنها از جهت مشابهت و ملازمت باشد، مانند: [شمع و پروانه]، [تیر و کمان]. (همای، 1389: 168) با این تعاریف به چند مورد از این صنعت ادبی استفاده شده در آثار منظوم قزوه اشاره میکنیم. دل گفتم و این دل، سجّادهی مکّه‌ست تسبیح مدینه‌ست، مُهر عتبات است(قزوه، ث، 1390: 139) تویی جواز نماز دل شکستهی من تویی رکوع و تویی سجده و قیام، امام! (همان: 240) شکسته پشت مدینه، شکسته پشت بقیع شکسته است دل مسجدالحرام، امام! (همان: 240) وطن! قبلهی می‌پرستان، تویی می و ساقی و جام مستان تویی (همان: 286)  
 نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : jahandoc.com   زمینت پر از نخل و سرو است بید اگر آسمانت پر است از شهید (همان: 286) شراب و ساقی و میخانه بود ظرف نبود همین که دور آمد، پیاله پیدا شد (همان: 133) سلام ای مست مست مست، ای مست خم هستی سلامت می کنم ساقی! اگر هشیار، اگر مستی (قزوه، ح، 1390: 55) باده به دست تو کیست؟ طفل شهید جنون پیر غلام تو کیست؟ عشق علیهالسلام (همان: 35) ساقی بیدست شد، خاک زمی مست شد میکده آتش گرفت، سوخت می و سوخت جام (همان: 36) شراب و ساقی و میخانه بود و ظرف نبود همین که دور تو آمد، پیاله پیدا شد (همان: 29) ماه شعبان و رجب، نم نم اشکی شد رفت خانه ابری ست خدایا! رمضان را چه کنم؟ (قزوه، ث، 1389: 35) 3-2-3-7-تضاد و طباقتضاد و طباق نیز در آثار منظوم قزوه دیدهمیشود ولی اینکه این آرایه ادبی نیز از ویژگی ادبی قزوه محسوب شود جای تردید است چرا که این صنعت زیاد در آثار قزوه دیدهنمیشود. پایان من‌ و دل، آغاز شگفتی‌ست می‌میرم‌ و مرگم در قید حیات است (همان: 139) هرچند که در شکّ شما نیز یقینی‌ست من مانده‌ام این دین که شما راست، چه دینی‌ست؟ (همان: 140) دری از غیب وا شد، بسته شد، دستِ تو پیدا شد به روی ما گشود در، به روی غیر، در بستی (همان: 137) یادش به خیر/ تلخ وشیرین/ داریوش وگوگوش. (قزوه، ج، 1390: 49) ای گندم بی‌معصیت، ای عصمت معصوم دستان تو باغیست پر از سیب رسیده (همان: 118) عطار زمان! تیغ زبان تیز کن امشب خواب مغولان دیدم و سرهای بریده ! (قزوه، ث، 1390: 118) روزگاری‌ست که نان می‌برم از سنگدلان دیرگاهی‌ست که گل می‌خرم از خار و خسان (همان: 123) دو کوچه آن طرف‌تر بپیچ سمت لبخند/ در این آدینه لبریز از آغاز گل، شاعر!/ شروع تازهای در بیت پایان تو میچرخد. (همان: 89) 3-2-3-8-حسآمیزیاز دیگر صناعات ادبی که قزوه در آثار منظوم و منثور خود استفاده است، صنعت ادبی حسآمیزی است. اما به دلیل استفاده کم از این صنعت در آثار منظوم، نمیتوان این صنعت را از ویژگی ادبی منظوم قزوه محسوب کرد. شفیعی کدکنی در کتاب صورخیال در شعر فارسی در تعریف این آرایه ادبی آورده است « یکی از وجوه برجستهی ادای معانی از رهگذر صورخیال، کاری است که نیروی تخیل در جهت توسعهی لغات و تعبیرات مربوط به یک حس انجام میدهد، یا تعبیرات و لغات مربوط به یک حس را به حس دیگری انتقال میدهد» (شفیعی، 1375: 271) با این تعریف به چند مورد از این صنعت ادبی استفاده شده در آثار منظوم قزوه اشاره میکنیم. سرانجام یک روز بوی سکوتم/ خبر می‌برد مرد همسایه‌ام را. (همان: 311) و شب بی‌صدا می‌خورد/ سایه ام را... (همان: 311) بر گشته ام امشب به خود از راه نشابور شیرین دلکم یک دو دهن شور بخوان، شور (همان: 100) شبی تب داشتم، رفتی قرص ماه آوردی برایم شیشه ای از عطر بسم الله آوردی (همان: 90) 3-2-1-ویژگیهای فکری علیرضا قزوهبا بررسی آثار علیرضا قزوه از لحاظ فکری، اندیشههای وی را توانستیم حول پنج محور بیشتر مورد توجه و دستهبندی قرار دهیم و بعد، این موضوعات اصلی و محورها را با آوردن شاهد مثالها توضیح دادیم: 1_علیرضا قزوه و ادبیات دفاع مقدس 2_علیرضا قزوه و اشعار آیینی و مذهبی 3_ علیرضا قزوه و نهضت عاشورایی 4_علیرضا قزوه و شعر اعتراض 5_ علیرضا قزوه و ادبیات مقاومت و پایداری 3-2-1-1-علیرضا قزوه و ادبیات دفاع مقدسادبیات دفاع مقدس یکی از گونههای ادبی دوره معاصر با آغاز جنگ ایران و عراق در شهریور ماه سال 1359 توسط سنگرداران علم و ادب ایران دوست پدید آمدهاست. ادبیات دفاع مقدس در ادوار تاریخ ادب ایران از ان لحظه که بر مبنای فرهنگ و ظلم ستیزی شیعه و اسلام بنا شدهاست بی نظیر و دارای ارزش های فراوانی است. از زمانی که ادبیات ما به صورت مدرن و کتبی در آمدهاست متاثر از جنگها و اتفاقات و حوادث اجتماعی گوناگونی است. در هیچ دورهای به اندازه هشت سال جنگ تحمیلی هیچ اتفاق اجتماعی این گونه در ادب ما تاثر نداشتهاست. (سنگری، 1380: 11) ادبیات دفاع مقدس بخصوص شعر و متعهد بر پایهی فرهنگ ظلم سیتیزی شیعه و اسلام بنا شدهاست. از انجا شاعران این دوره آگاه هستند و متاثر از اتفاقات و حوادث اجتماعی گوناگونی است. شعر دفاع مقدس نیز در مسیر تکاملی خویش در هشت سال دفع مقدس ناظر رشادتها و فداکاری جوانان بودهاند. شعر دفاع مقدس در مسیر تکاملی خویش در هشت سال جنگ ناظر رشادتها و فداکاری جوانان با شور و ذوقی بود که دلیل شده لحظه به لحظه تصویرهای آن رنگی شایستهی حقیقتهای گوناگون جامعه را در مقابل جنگ و اتفاقات گوناگون آن به خود بگیردو. (فولادوند، 1376: 132) ادبیات هر ملت، تحت تأثیر شرایط سیاسی اجتماعی، فرهنگی و دینی هر ملت است جنگ تحمیلی و در برابر، دفاع مقدّس در این نبرد از سال(67ـ59) بوده و عظمت این نبرد شجاعانه و نیز شکوه حضور مردم دیندار ایرانی در این جنگ، ادبیات و شعر فارسی را از دید رنگ و صورت و معنی دگرگون و به آن رنگ دلاوری و دینی و عرفانی دادهاست. در قرون متمادی گذشته، حماسه، عرفان، عشق و اخلاق، از عمدهترین مفاهیم اشعار ایرانی بوده و شاعر دفاع مقدس همه این مفاهیم تجسّم کرده و یا شنیده و تجربه کرده و آن آزمودههای عینی خود را با تجارب شعری درآمیخته و در پوشش هنر و شعر به تصویر کشیدهاست. جنگ تحمیلی و به دنبال آن دفاع مقدّس شگرفترین تأثیر را بر ادبیات منظوم و منثور ایرانی گذاشته است. «مجموعه سرودهایی را که در قالب های گوناگون اعم از سنتی و نو، نیمایی و سپید شکل گرفتهاند و درون مایه اصلی آنها تشویق و تکریم «دوست" و تحقیر و تهدید «دشمن" و تقویت روحیهی مذهبی و ملی برای حفظ وطن و انقلاب است، شعر جنگ می نامیم. شعر جنگ به لحاظ زمانی حدفاصل بین شروع تجاوز دشمن تا پذیرش قطعنامه(598) را در بر میگیرد" (حسینی، 1380: 12) شعر جنگ خود جوش بود. شاعران چه ضعیف و چه قوی، احساسات درونی خویش را نسبت به دفاع حق در مقابل باطل و حوادث و پیامدهای اوضاع آن به دور از هر نوع تصنّع و تکلف و کسب شهرت و مکنت بیان میکردند. شعر دفاع مقدّس، آثارمنظوم هنگام نبرد و بعد از نبرد و زمان صلح میباشد. بعد از اقبال به قطعنامه(598) از سوی ایران، شاعران نکتهگوی ایرانی به سرشت سیاسی جنگ نگریستند و سرودههایی که از این زمان به بعد با شاخصههای تشویق و تکریم دوست و تحقیر و تهدید دشمن و نیز انتقاد از خودی و دیگران میپرداختند، به شعر دفاع مقدس مرسوم گردید و قدری شعر دفاع مقدس رنگینتر همراه با حسن طلب بودهاست. نبرد و دفاع ایرانیان در برابر تجاوز دشمن فریب خورده ارزشمند و ستودنی است. ادبیات و کلام منظوم فارسی میتواند چون گنجینه و طلسمی آداب و فرهنگ و میراث مادی و معنوی دفاع مقدس را حفظ کند و آن را از بوته نسیان و نابودی صیانت و حفاظت کند. پژوهش و تحقیق در باب تأثیر دفاع مقدس در شعر معاصر میتواند شکوه حماسه و هنر شاعرانه شاعران متعهد را آشکار ساخته و بر این شکوه و عظمت بیفزاید. عشق و سادگی از ویژگیهای اولین سرودههاست. دراین سرودهها دعوت به پایداری، مقاومت، شهادت، تحقیردشمن، تشویق رزمندگان و سرودههای غمانگیز برای شهدا همراه با بیان فرهنگ عاشورایی چشمگیر است. شعر دفاع مقدّس آمیختگی شرع و شعر است و تجسّم ستیز شرع و شرّ میباشد. موضوع شعر دفاع مقدّس در بر گیرنده، اندیشهها و احساسات و تمایلاتی است که در برابر مظاهری چون زور، تجاوز، خونریزی، بیان شدهاست. «در جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق و به دنبال آن دفاع مقدّس سلحشورانهی مبارزان خستگیناپذیر در جبهههای نبرد حق علیه باطل و خلق حماسههای شگفت و استقامت و پایداری جانمایهی ارزشمندی است که شکوفایی و بالندگی شعر دفاع مقدس را در سالهای پر تب و تاب جنگ و نیز بعد از آن شکوه و شفافیت داده است.» (سنگری، 1380، ج1: 18) با این توضیح، علیرضا قزوه آثار و سرودههای دارد که نشان از اهتمام ایشان به موضوع دفاع مقدس دارد. در واقع قزوه به دلیل جا ماندن از قافلهی کاروان شهدای دفاع مقدس همیشه خود را سرزنش میکند و دعا میکند: گل اشکم شبی وا میشد ای کاش همه دردم مداوا میشد ای کاش به هرکس قسمتی دادی خدایا شهادت قسمت ما میشد ای کاش (قزوه، ج، 1390: 27) به همین خاطر قزوه آرزوی شهادت میکند: قسمت نشود روی مزارم بگذرند سنگی که گل لاله بر آن نقش نبسته (قزوه، ث، 1389: 44) و از شهیدان میسراید: پاییز بود شبی سرد، این سینه پر بود از درد گفتیم شعری به یاد گلهای پرپر بخوانیم (همان: 63) و از شهادت مردان خدا میگوید که با دهان روزه به ملاقات خدایشان میروند: دسته دسته گم شدند، سهرههای بی نشان تشنه تشنه سوختند، نخلهای روزهدار (قزوه، ث، 1389: 64) و آنها را دنبال رو شهدای کربلا میداند و از خدا میخواهد این شهیدان که قربانی راه حق و عدالت هستند را قبول کند: از کرببلا با عطش زخم رسیدیم یا رب بپذیر این همه قربانی ما را

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan