دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فایل های آموزشی و پژوهشی نقد و بررسی مظالب دانشگاهی پروژه های دانشجویی تحقیق و مقاله

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

فایل-–318


2-3-4- نشخوار و بیماری قلبی .................................................................................................................................. 58 2-5- پیشینه پژوهش .................................................................................................................................................... 60 2-5-1- پژوهشهای داخلی .......................................................................................................................................... 60 2-5-2- پژوهشهای خارجی ....................................................................................................................................... 62 2-6- مطالعه حاضر ......................................................................................................................................................... 64 فصل سوم: روش تحقیق ............................................................................................................................................ 66 3-1- طرح پژوهش ........................................................................................................................................................ 67 3-2- جامعه آماری، نمونه و روش انتخاب نمونه ..................................................................................................... 67 3-3- ابزار سنجش .......................................................................................................................................................... 68 3-3-1- مقیاس […]


ارشد- –318

5-2- پیامدهای نظری و عملی پژوهش .................................................................................................................. 89 5-3- محدودیتهای پژوهش ................................................................................................................................. 89 5-4- پیشنهادهای پژوهش ..................................................................................................................................... 90 فهرست منابع فارسی ................................................................................................................................................. 92 فهرست منابع انگلیسی ............................................................................................................................................. 94 چکیده انگلیسی ........................................................................................................................................................ 115 فصل اول معرفی پژوهش معرفی پژوهش مقدمه و بیان مسأله بیماری قلبی-عروقی (CVD)، یک مشکل سلامت عمومی در کشورهای توسعهیافته شامل ایالات متحده و اروپا است. برای دههها CVD، علت اصلی مرگ و میر و ناتوانی در غرب محسوب میشد و اخیراً پیشرفتهایی در درمانهای غیر جراحی، نظیر آنژیوپلاستی و پیشرفتهایی در مدیریت پزشکی صورت گرفته است (راجر، دی اسکریمین، بوریل و فاربس، 2011). این بیماری یکی از عمومیترین و پرهزینهترین بیماریها محسوب میشود. نزدیک به 80 درصد مرگهای ناشی از بیماریهای قلبی- عروقی و 87 درصد از ناتوانیها در حال حاظر در کشورهای با درآمد متوسط و پایین اتفاق میافتد (ردی، 2004). آخرین برآورد انجمن قلب امریکا تخمین زده است که یک سوم امریکاییهای بزرگسال، نزدیک به 80 میلیون نفر، بعضی از اشکال CVD، فرمهای عمومیتر آن شامل پرتنشی (افزایش فشار خون)، تنگی عروق کرونری، درد قفسه سینه و سکته قلبی را نشان میدهند. دادههای مرگ و میر، تخمین زده اند که CVD علت اصلی در 3/36% مرگ در سال 2004 بوده است (رزموند، فلِجل، فرایدی، فورِی، گو و همکاران، 2007). در سال 2007 هزینههای مستقیم و غیر مستقیم CVD 8/431 بیلیون دلار برآورد شده است (اسمیت و بلومنتال، 2011). دادههای مطالعات آینده نگر نشان میدهد که عوامل خطرCVD (مثل پرتنشی، دیابت، عدم فعالیت فیزیکی) نقش مهمی در رشد بیماری کرونری قلب بازی میکنند. مطالعات کنترل شده از 52 کشور، تغییرپذیری عوامل خطر را برای بیش از 90% خطرات اصلی بیماری کرونری قلب نشان میدهد. این عوامل شامل سیگار کشیدن، سطوح چربی خون غیرطبیعی، پرتنشی، دیابت، چاقی درون بطنی، عدم فعالیت فیزیکی، مصرف روزانه میوه و سبزی کم، استفاده زیاد از الکل و عوامل روانشناختی میشود (رزموند و همکاران ، 2007، یوسوف، هاوکن، آنپو، دنس و اوزوم، 2004). بهعلاوه، برخی پژوهشها روی عوامل خطر روانشناختی برای CVD مثل افسردگی (لیچمن، بیگر، بلومنتال، فراشور- اسمیت، کافمن و همکاران، 2008)، حمایت اجتماعی (لِت، بلومنتال، بابیک، استرومن، رابینز و همکاران، 2005) و خصومت (چیدا و استپتو، 2009) متمرکز شده اند. بسیاری از پژوهشها نقش عوامل خطر رفتاری و روانشناختی را در همه گیریشناسی و بیماریزایی CVD در نظر گرفته اند (موسلمن، ایونس و نمروف، 1998؛ شر، 1999؛ اورسانو، اپشتاین و لازر، 2002). در کنار عوامل خطرزای سنتی بیماری قلبی که ذکر شد، اخیراً علاقه به شخصیت به عنوان عامل خطری در پیش آگهی طولانی مدت بیماران قلبی مطرح شده است (دنولت، ویس و براتسرت،2000). یکی از تأثیرگذارترین این عوامل، الگوی رفتاری نوع A است که شامل جاه طلبی، پرخاشگری، رقابت جویی، بی تابی، تنش عضلانی، گوش بزنگی، چابکی و سبک کلامی تلقینی، رنجش، خصومت، و افزایش بالقوه خشم میشود. افراد نوع A در خطر فزاینده رشد بیماری قلبی هستند (موسلمن و همکاران، 1998). اخیراً سازه شخصیتی جدیدی، با عنوان نوعD پیشنهاد شده است. این سازه نتیجه بررسی سبک های مقابله ای مردانی با بیماری قلبی است. شخصیت نوعD یا "آشفته" با ترکیبی از دو سازه شخصیتی: عاطفه منفی (NA) و بازداری اجتماعی (SI)، مشخص میشود (پدرسن و دنولت،2006؛ دنولت، 2005). عاطفه منفی تمایل به تجربه هیجانهای منفی به طور ثابت، از قبیل بی قراری و ملالت، بیمو تحریک پذیری در تمام زمانها و موقعیت هاست، در حالیکه بازداری اجتماعی، تمایل به بازداری بیان هیجانها، سطوح بالای تجربه ناایمنی در موقعیتهای اجتماعی و کنترل خودآشکارسازی به طور افراطی از ترس عدم رضایت دیگران است (دنولت و همکاران، 2000). شخصیت نوع Dنسبتاً شایع است؛ برآوردها دامنهای از 21% در جمعیت عمومی تا 28% در بیماران قلبی- عروقی و 53% در افراد دارای فشار خون بالا را نشان میدهد (دنولت، 2005). نظریه پردازان نوع D معتقدند که تأثیر هم افزاییNA بالا با SI بالا، سلامت کمتر و بویژه پیشآگهی قلبی ضعیف تر را پیش بینی میکنند (دنولت، پدرسن، رینتس و کنرادس، 2006). بررسیهای نظامدار در میان بیماران قلبی- عروقی (دنولت، شیفر و اسپک،2010) بیماران غیر قلبی-عروقی (ملس و دنولت، 2010الف) و افراد سالم (ملس و دنولت،2010ب) نشان میدهد که شخصیت، پیش بینی کننده پایدار و قوی اختلال در کیفیت زندگی و سلامت روانی در افراد است. مطالعات قبلی مؤید این نکته است که نوع D، بیماری قلبی سخت را پیش بینی میکند و ممکن است با شاخصهای روانشناختی و فیزیولوژیکی پیشآگهی بد در بیماران قلبی مرتبط باشد. برای مثال، بیماران نوع D با بیماری ایسکمی قلبی نمره بیشتری در فرسودگی حیاتی، قطع نظر از متغیرهای دیگر، دریافت میکنند (پدرسن و میدل، 2001). در یک مطالعه پیگیری 6-10 ساله، بیماران قلبی که به عنوان نوع D طبقه بندی شدند، در مقایسه با بیماران غیر نوع D، 4 برابر بیشتر در معرض خطر مرگ قرار داشتند (دنولت، سیس، استروبان، رامبوتز ، گیلبرت و همکاران، 1996). اگرچه شواهد فزاینده ای فرض میکنند که ارتباط بالقوه ای بین نوع D و بیماری قلبی وجود دارد، این که چه مکانیسمهای خاصی شخصیت نوع D را به بیماری قلبی مرتبط میکند، مبهم و ناشناخته است. این مکانیسمها ممکن است (الف) به طور مستقیم از طریق عوامل روانی- فیزیولوژیکی مثل واکنشهای قلبی- عروقی یا (ب) به طور غیر مستقیم از طریق به واسطه متغیرهای روانی- اجتماعی عمل کنند. شواهد از مورد (الف) که توسط هابرا، لیندن، آندرسون و وین برگ (2003) تدوین شده است، حمایت میکنند که نشان می دهد که مؤلفههای نوع D – NA و SI - با تغییر ضربان قلب و افزایش فشارخون در مردان سالم مرتبط هستند. رفتارهای مرتبط با سلامت یک واسطه آشکار را بین نوع D و بیماری نشان میدهند. بیماران نوع D ممکن است به احتمال بیشتری رفتارهای ناسازگار با سلامت مثل سیگار کشیدن، ورزش نکردن و داشتن رژیم غذایی نامناسب را انجام دهند. بنابراین نوع D شخصیت می تواند به پیش آگهی ضعیف تر در بیماران قلبی- عروقی، از طریق سبک زندگی انتخاب شده، منجر شود. در تبیین مکانیسمهای بالقوه بین نوع D و بیماری، نه تنها ارتباط بین نوع D و رفتارهای سالم مهم است، بلکه این نکته نیز باید در نظر گرفته شود که نوع D یک عامل خطر برای سلامت ناچیز در جمعیت عمومی محسوب میشود (ویلیامز، اوکونر، هوارد، هوقس، جانسون و همکاران، 2008). پدرسن، لموس، ون وورن، لیو، دیمن و همکاران (2004) در مطالعه شان روی بیماران قلبی، به این نتیجه رسیدند که بین نوع D و سیگار کشیدن رابطه وجود دارد. افراد با نوع D به احتمال بیشتری در مقایسه با افراد غیر نوع D (37% در مقابل 29%) سیگار میکشند. به علاوه آنها از نظر اجتماعی بازداری میشوند و کمتر احتمال دارد که رفتارهای ارتقا دهنده سلامت را بکار بگیرند (کیرکالدی، شفارد و سیفن، 2002). مکانیسم دیگری که ممکن است نوع D روی پیامدهای مرتبط با سلامت اثر بگذارد از طریق حمایت اجتماعی است که هم به تعداد برخوردهای اجتماعی شخص و هم به کیفیت آنها اشاره دارد. افراد نوع D در مقایسه با افراد غیر نوع D سطوح بالاتری از بیگانگی اجتماعی ادراک شده را تجربه میکنند (دنولت و همکاران، 2006) که درنهایت میتواند به حمایت اجتماعی کاهش یافته منجر شود. تعدادی از مطالعات نشان میدهند که حمایت اجتماعی برای وضعیت سلامت مطلوب ضروری است. برای مثال بین حمایت اجتماعی و مرگ ومیر ارتباط معکوسی وجود دارد که نشان میدهد افراد با سطوح بالاتر حمایت اجتماعی، پیامدهای سلامتی بهتری را نشان میدهند. در واقع فقدان حمایت اجتماعی یکی از قویترین عوامل خطر برای بیماری قلبی است (شاریورز و دی ریدر، 2000). نوع شخصیتی D، با درماندگی روانشناختی در بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر (CAD)، شامل نشانههای بیگانگی اجتماعی و افسردگی (شیفر، پدرسن، ویدرشون، هندریک، وینتر و همکاران، 2005)، خشم و اضطراب (چیداو استپتو، 2009)، بدبینی(کولا، آسیماکوپولا، اسکینر، اسپیمپولو، مارش و همکاران، 2007) و فرسودگی حیاتی (پدرسن و میدل، 2001) رابطه دارد. افراد با شخصیت نوع D از مقابله ناهنجار در پاسخ به بیماری استفاده میکنند. این راهبرد مقابله، واسطه ای بین شخصیت نوع D و سلامت محسوب میشود (یو، چن، ژانگ و لیو، 2010). بنابراین، شخصیت نوع D میتواند از طریق تأثیر گذاری بر انتخاب و شیوههای سبک زندگی، به پیش آگهی ضعیف تر در بیماران مبتلا به CVD منجر شود (ملس و دنولت، 2010ب). از سوی دیگر، تحقیقات رابطه بین خشم (به عنوان یکی از مؤلفههای عواطف منفی در شخصیت نوع D) و احساسات مربوط به خشم با افزایش بیماری قلبی- عروقی را نشان میدهد. خشم یک هیجان بنیادی است که به عنوان حالت احساسی منفی در ارتباط با ارزیابی شناختی، تغییرات روانشناختی و تمایل به عمل تعریف میشود (کاسینو و ساکودالسکی، 1995). خشم شامل عقاید خود- توجیهی یا مقصر دانستن دیگران تعریف میشود (راستینگ و نولن- هاکسما، 1998). وایدبک (2006)، خشم را به عنوان یک هیجان طبیعی تعریف کرده و آن را ناراحتی شدید و پاسخ هیجانی به تحریک ارزیابی شده میداند. این فرض وجود دارد که مکانیسمهایی بهواسطه خشم، خطر CVD را از طریق واکنشهای قلبی- عروقی (CVR) مزمن به استرس، ایجاد میکنند (چیدا و استپتو، 2009). در حمایت از این فرضیه، تعدادی از مطالعات به رابطه بین خشم و واکنشهای قلبی- عروقی (CVR) برای استرسهای آزمایشگاهی، بخصوص تعارضهای بین شخصی، استناد میکنند (چیدا و استپتو، 2010؛ همر، اُدنل، لاهیری و استپتو،2010). خشم با پیش آگهی ضعیف در بیماران تنگی عروق کرونری رابطه دارد (چیدا و استپتو، 2009) و به عنوان یک عامل خطرزا برای CAD محسوب میشود (بویل، ویلیامز، مارک، برامت، سیگلر و همکاران، 2005). خشم میتواند ایسکمی قلبی و آریتمیهای بطنی را تحریک (برگ، لامپرت، جوسکا، بتسفورد و جین، 2004؛ کوپ، کرانتز، نیرینگ، گاتدینر،کوئیگلی و همکاران، 2004؛ لامپرت، شاسترمن، برگ، مک فرسون، بتسفورد و همکاران، 2009) و حوادث نامطلوب قلبی را پیش بینی کند (دنولت و برتسرت، 1998). این طور فرض میشود که در مورد آسیب زا بودن خشم، تفاوتهای فردی مطرح هستند (دنولت و پدرسن، 2009) که ممکن است به نحوه تنظیم هیجان ارتباط داشته باشد. فرونشانی خشم شکلی از تنظیم هیجانی است که شامل بازداری از بیان احساس خشم میشود و با افزایش خطر CAD (دمبروسکی، مک دوگال، ویلیامز، هانی و بلومنتال، 1985)، افزایش واکنش قلبی- عروقی (جان و گروس، 2004)، کاهش تغییر پذیری ضربان قلب (بروس شت و تایر، 1998)، و مرگ و میر قلبی (هاربورگ، جولیوس، کاچیروتی، گیلبرمن و شورک ،2003)، رابطه دارد. پاسخهای قلبی-عروقی هم در مورد عوامل استرس زا و هم در مورد یادآوری بعدی همان عوامل (نشخوار) دیده میشود (گلین، کریستنفلد و گرین، 2002). یکی از راههایی که از طریق آن، پاسخهای فیزیولوژیک به عوامل استرسزا بعد از حضور فوری آن ادامه پیدا میکند، بازگشت سطوح آن است. تعریف نشخوار شامل توجه متمرکز بر احساسات و افکار غم انگیز یا خشمگینانه است. نشخوار عبارت است از تمرکز منفعلانه و مکرر روی نشانههای شخصی پریشانی و اوضاع احاطه کننده این نشانهها که با افکار منفی، ناخشنودی، غمگینی و افسردگی رابطه دارد (نولن-هاکسما، 2000؛ وتکینز، 2004). نشخوار خشم همچنین با افزایش عاطفه منفی، افکار خودکشی، سازگاری ناکارامد، فشار خون بالا و افزایش پرخاشگری رابطه دارد (لیندن و هوگن، 2004؛ بوشمن، 2002؛ به نقل از بشارت و شهیدی،2010). پژوهشها نشان میدهد که نشخوار با پیامدهای منفی زیادی رابطه دارد. افرادی که نشخوار میکنند سطوح بالاتری از هیجانهای منفی را تجربه خواهند کرد (سگرستوم، تسائو، آلدن و کرسک، 2000) و کنترل کمتری روی افکار غیر ارادی خود دارند (وتکینز، 2004). با توجه به روابط تأیید شده عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با متغیر تنگی عروق کرونری و همچنین خشم و نشخوار خشم با تنگی عروق کرونری این احتمال مطرح میشود که متغیرهای شخصیت نوع D از طریق خشم و نشخوار خشم، تعیین کننده تنگی عروق کرونر قلب باشند. مسأله اصلی پژوهش حاضر، بررسی این موضوع است که آیا متغیرهایی مثل خشم و نشخوار خشم میتوانند در رابطه بین عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با شدت تنگی عروق کرونری، نقش واسطه ای داشته باشند؟ اهمیت و ضرورت پژوهش اگرچه مرگ و میر بر اثر بیماری قلبی- عروقی (CVD) در کشورهای توسعه یافته کاهش داشته، اما CVD، به خصوص سکته قلبی و بیماری مغزی-عروقی، هنوز علت اصلی مرگ محسوب میشود (بینا دیز، دل وال گارسیا، پلگرینا، مارتینز مارتینز، پناکوبا و همکاران، 2005). طبق برآورد سازمان جهانی بهداشت ، بیماری کرونری قلب اصلیترین علت مرگ در کشورهای با درآمد متوسط و پایین و دومین علت در کشورهای با درآمد بالا است. سبک زندگی و عوامل محیطی نقش مهمی در رشد بیماری تنگی عروق کرونری بازی میکند (یوسوف و همکاران، 2004). بر اساس گزارش تقوی (2002) بیماری عروق کرونر اولین علت عمده مرگ و میر در جمعیت ایران در سال 2000 بوده و هر روزه تعداد زیادی از افراد جامعه را به کام مرگ میبرد و یا ناتوان میسازد، به طوریکه از هر سه مورد مرگی که اتفاق میافتد علت یکی از آنها بیماری قلبی- عروقی است. به نظر میرسد این بیماری بیشترین بار بیماری را به خود اختصاص داده باشد. این بیماری همچنین، علت عمده صرف هزینههای بهداشتی است (آندروئولی، 2004). میان عوامل خطر بیماری قلبی- عروقی میتوان به متغیرهای زیستی همچون چاقی (گلدباچر، ماتیوز، و سالومون، 2005)، فشارخون (سفر، لوی و استرایکر- بادیر، 2003) و متغیرهای روانی اجتماعی مانند هیجانهای مثبت، البته به صورت کاهنده واکنش قلبی- عروقی، استرس (کلسی، اُرنداف، و آلپرت، 2007؛ ماسترولوناردو، پیکاردی، آلیسینو، بلومو و پاسکویینی، 2006)، عوامل استرسزای اجتماعی (چن، ماتیوز، سالومون و اوارت، 2002) ، افسردگی (کارول، فیلیپس، هانت و در، 2007)، شخصیت نوع D (هابرا و همکاران، 2003)، خصیصه های شخصیتی (هوقس و کالینان، 2007)، فقدان کنترل (استپتو، 2001)، سرکوب هیجانی (روبرتس، لونسون، و گروس، 2008) اشاره کرد. در تمام پژوهشها به معرفی عوامل خطرزای بیماری قلبی– عروقی اشاره شده است اما آنچه مهم است بررسی رابطه بین این متغیر هاست که چگونه در تعامل با هم به افزایش خطر ابتلا به بیماری قلبی میانجامد تا بتوان با شناسایی این عوامل هم از پیشرفت چشمگیر این بیماری جلوگیری کرد و هم با بهکارگیری راهکارهای مناسب از هزینه های هنگفتی که سالیانه تمام کشورها زیر بار فشار این بیماری متحمل میشوند، کاست. از دیگر سو، پیامدهای نظری (در زمینه آسیب شناسی و مدل های نظری) و عملی (پیشگیری، درمان و پژوهش های بالینی) این پژوهش برضرورت و اهمیت آن میافزاید. هدف های پژوهش هدف اصلی این پژوهش شناسایی نقش واسطه ای خشم و نشخوار خشم در رابطه بین عاطفه منفی و بازداری اجتماعی در تنگی عروق کرونری است. هدفهای دیگر این پژوهش به شرح زیر دنبال میشوند: - تعیین رابطه مؤلفههای شخصیت نوع D (عاطفه منفی و بازداری اجتماعی) با شدت تنگی عروق کرونری - تعیین رابطه خشم و نشخوار خشم با شدت تنگی عروق کرونری فرضیه های پژوهش فرضیه اول: عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با شدت تنگی عروق کرونری رابطه مثبت دارند. فرضیه دوم: خشم و نشخوار خشم با شدت تنگی عروق کرونری رابطه مثبت دارند. فرضیه سوم: خشم در رابطه بین عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با شدت تنگی عروق کرونری نقش واسطه ای دارد. فرضیه چهارم: نشخوار خشم در رابطه بین عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با شدت تنگی عروق کرونری نقش واسطه ای دارد. متغیرهای پژوهش متغیر پیش بین: عاطفه منفی و بازداری اجتماعی متغیر ملاک: شدت تنگی عروق کرونری متغیر واسطه ای: خشم و نشخوار خشم متغیر کنترل: نداشتن سابقه اختلال های روانپزشکی و بیماری جدی پزشکی غیر از تنگی عروق کرونری تعریف متغیرهای پژوهش تنگی عروق کرونری قلب: بر اثر تنگی و انسداد عروق کرونری، عروقی که خون پر از اکسیژن را به قلب میرسانند، به وجود میآید. در این اختلال، دیواره یک یا چند شریان کرونر قلب به دلیل رسوب موادی به نام پلاک، به طور جزئی یا کلی مسدود و جریان خون به بخشهای مختلف قلب به صورت دایم یا موقت مسدود میشود. در این پژوهش، ویژگی بیماری قلبی بر اساس تشخیص متخصص (تنگی عروق کرونری بیش از 50% درآنژیوگرافی) به عنوان گرفتگی یک رگ، دو رگ و سه رگ سنجیده میشود.

----------- نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net **************** شخصیت نوع D: این سازه مفهومی از شخصیت مبتنی بر دو ویژگی کلی و ثابت شخصیتی است. این ویژگیهای کلی شامل عواطف منفی و بازداری اجتماعی است (دنولت، 1998). تظاهر بارز این دو ویژگی در فرد معرف وی به عنوان شخصیت نوع D میباشد. از نقطه نظر بالینی افراد نوع D مستعد نگرانی، تنش، احساس ناشادی و نگاه تیره به زندگی هستند. عواطف منفی: این مفهوم ارتباط تنگاتنک با مفهوم روان نژندی در نظریههای شخصیت دارد. این ویژگی شخصیتی به عنوان یکی از صفات شخصیت نوع D به تمایل فرد به تجربه کردن هیجانهای منفی در زمانها و موقعیتهای مختلف اشاره دارد. این ویژگی شخصیتی به عنوان یکی از صفات شخصیت نوع D توسط خرده آزمون عواطف منفی (NA) مقیاس شخصیتی نوع D (DS14) مورد ارزیابی قرار گرفت. افراد با نمره بالا در این ویژگی احساس اندوه، اضطراب و تحریک پذیری بیشتری را تجربه میکنند (دنولت، 2005) بازداری اجتماعی: این مفهوم با درونگرایی در نظریههای شخصیت رابطه بسیار نزدیک دارد. این ویژگی شخصیتی به عنوان دیگر صفت شخصیت نوع D به تمایل فرد به بازداری تجربه هیجانها و رفتارها در تعاملات اجتماعی به منظور اجتناب از عدم تأیید دیگران اشاره دارد. این ویژگی شخصیتی به عنوان دیگر صفت شخصیت نوع D توسط خرده آزمون بازداری اجتماعی (SI) مقیاس شخصیتی نوع D (DS14) مورد ارزیابی قرار گرفت. افراد با نمره بالا در این ویژگی هنگام تعامل با دیگران احساس بازداری شدن، تنش و عدم امنیت میکنند (دنولت، 2005). خشم: خشم به عنوان یک هیجان بنیادین که با تهدید و ارزیابی منفی مرتبط است، پاسخ فیزیولوژیک را فعال میکند و تمایلات رفتاری را تحت تأثیر قرار میدهد، تعریف شده است. (اسپیلبرگر، جانسون، راسل، کرین، یاکوب و وردن ،1991؛ کاسینو و ساکودولسکی، 1995؛ به نقل از بشارت و شهیدی، 2010). تجربههای خشم همچنین تحت تأثیر ارزیابیهای شناختی شکل می گیرند ( کاسینو و ساکودلسکی، 1995). اسپیلبرگر (1991) معتقد است که خشم بازتابی از یک پدیده چند بعدی و ترکیبی از خشم درونی، خشم بیرونی و کنترل خشم است. در این پژوهش، خشم بر حسب نمره فرد در مقیاس خشم چند بعدی (MAI؛ سیگل،1986) سنجیده میشود. نشخوار خشم: نشخوارگری عبارت است از فرایند تکرار شونده و غالباٌ اجتناب ناپذیر فکر کردن در مورد تجربههای گذشته، که اغلب با افکار منفی در رابطه است (ساکودولسکی، گلاب و کرامول،2001؛ لیبومیرسکی و نولن- هاکسما، 1995؛ به نقل از بشارت و شهیدی، 2010). نشخوار خشم یک فرایند شناختی اجتناب ناپذیر و تکرار شوند است که در جریان تجربه خشم ظاهر میشود، پس از آن ادامه مییابد و مسؤل تداوم و افزایش خشم به حساب میآید. در این پژوهش، نشخوار خشم بر حسب نمره فرد در مقیاس نشخوار خشم (ARS؛ بشارت، 2010) تعیین میشود. فصل دوم مبانی نظری و پیشینه پژوهش 2- مبانی نظری و پیشینه پژوهش 2-1- بیماری عروق کرونر بیماریهای قلبی- عروقی یکی از عوامل مهم مرگ و میر درکشورهای توسعه یافته و برخی از کشورهای در حال توسعه است، به طوری که هر ساله بیش از 660 هزار امریکایی درگیر این عارضه میشوند و در کل 2/5 میلیون نفر در ایالات متحده مبتلا به بیماری قلبی هستند، در میان انواع بیماریهای قلبی، بیماری عروق کرونری قلب که ناشی از تنگی و انسداد عروق کرونر است، اولین و دومین علت اصلی مرگ و میر به ترتیب در کشورهای با سطح درآمد پایین و بالا ست (سازمان جهانی بهداشت، 2008)، که هر ساله افراد زیادی بر اثر ابتلا به آن، جان خود را از دست میدهند و یا به انواع ناتوانیهای مزمن دچار میشوند. اگر چه از سال 1960 میزان مرگ و میر ناشی از بیماری عروق کرونر به بیش از نصف کاهش یافته، اما همچنان اولین عامل مرگ و میر در ایالات متحده است ( انجمن قلب امریکا، 2002). در سال 1910 تنها 10 درصد از مرگ و میر ها در دنیا به علت بیماریهای قلبی- عروقی بوده است، اما این میزان در سال 2000 به 50 درصد رسیده و پیش بینی میشود تا سال 2020 به حدود 75 درصد مرگ و میرهای شایع جهان برسد (تامپسون، مک فارلند، هیرچ و تاکر، 2002). میزان مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی در ایران 46 درصد گزارش شده است (صراف زادگان، ربیعی، کبیر، عسگری، توسلی و همکاران، 2008؛ به نقل از قشقایی، صادقی، مرندی و قشقایی، 2012). از میان انواع بیماری قلبی، آنچه این پژوهش به آن میپردازد، گرفتگی یا تصلب عروق کرونر است. گرفتگی عروق کرونر زمانی اتفاق میافتد که رسوب چربی، داخل عروق را مسدود کند. عروق کرونر عروقی هستند که خون مورد نیاز عضله قلب را تأمین میکنند. سه رگ به نام رگهای کرونر وظیفه تأمین خون قلب را بر عهده دارند. با افزایش سن، عروق شروع به ضخیم شدن و سخت شدن میکنند، روندی که به آن آرتریواسکلروز میگویند. در بعضی افراد این روند سریعتر اتفاق میافتد که در نتیجه، آترواسکلروزیس بروز می نماید. تمام سکتههای قلبی، به جز چند مورد استثناء به علت آترواسکلروز بوجود میآیند. از دهههای 1930 و 1940 میزان مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی به علت آترواسکلروز به شکل هشداردهنده ای در امریکا افزایش یافت. آترواسکلروزیس یکی از انواع آرتریواسکلروزیس است که با رسوبهای پلاک مانند در دیواره داخلی عروق مشخص میشود. چنانچه آرتریواسکلروزیس عروق کرونر را گرفتار کند باعث بروز بیماری عروق کرونر یا CAD میشود. زمانی که تنگی دهانه داخلی یا مجرای رگ کرونر به حدود پنجاه تا هفتاد درصد برسد جریان خون قلب را دچار مشکل خواهد کرد. 2-1-1- عوامل زمینه ساز بیماری عروق کرونر سندرمهای بالینی بیماری عروق کرونر از آترواسکلروز زمینه ای شرایین کرونر اپیکارد ناشی میشوند. این حالت تا حدی تقریباً در تمام سنین، هم در زنان و هم در مردان وجود دارد. ولی وسعت آن در هر فرد به زمینه ژنتیکی، عوامل خطر و شرایط هموداینامیک موضعی متفاوتی بستگی دارد (آندروئولی، 2004). مطالعات همه گیریشناسی (برای مثال، تن، گست و اسکو، 2010؛ وتکینز، 2004) عوامل متعددی را که باعث افزایش احتمال بروز آترواسکلروز میشوند شناسایی کرده اند. به طور کلی میتوان این عوامل را به دو دسته تغییر پذیر و تغییر ناپذیر تقسیم کرد. از عوامل خطر تغییر پذیر، فشار خون بالا، هیپر لیپیدمی، چاقی دیابت، کمی فعالیت بدنی و مصرف سیگار را میتوان نام برد. عوامل خطر تغییر ناپذیر، سن، جنسیت مذکر و سابقه خانوادگی بیماری زودرس عروق کرونر را شامل میشوند. نتایج حاصل از مطالعه قلب فرامینگهام نشان میدهد که 50 درصد از کل موارد بیماریهای قلبی- عروقی در ارتباط با 9 عامل خطر شامل سن، جنس، سابقه خانوادگی بیماریهای قلبی، سطح کلسترول خون، سطح لیپوپروتئین با تراکم بالا در خون، فشار خون، مصرف سیگار، دیابت شیرین، و هیپرتروفی بطن چپ بوده است (بستوجی-گرین، دورلی و مویز، 2002؛ نانچاحال، دانکن، دورینگتون و جکسون، 2002؛ نوفلچ، کیچل، کایند، سید، سیف و همکاران، 2003). پژوهشگران عوامل خطر بیماریهای قلبی- عروقی را در پنج دسته زمینه ای (کلسترول، تری گلیسیرید، ابتلا به دیابت، ابتلا به فشار خون، افسردگی، سابقه فشار خون بالا در گذشته)، اجتماعی (مصرف قرصهای ضدبارداری، تحصیلات، ورزش کردن، مصرف سیگار)، اقتصادی (شغل، محل زندگی، سطح درآمد)، خانوادگی (سابقه خانوادگی ابتلا به بیماری قلبی، نحوه نسبت خانوادگی، ابتلا به بیماریهای وابسته بیماریهای قلبی همانند بیماریهای ریوی، کلیوی، عصبی و اندوکرین)، و دموگرافیک (سن، جنس، تأهل، شاخص توده بدنی) طبقه بندی کرد (کوهپایه زاده، حسنی و میرخانی، 2005). عوامل روانشناختی مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی، عصبانیت و خشونت و استرسهای مزمن در طول زندگی، نیز از عوامل خطر مرتبط با بیماری قلبی- عروقی محسوب میشوند (جیانگ، کریشنان، و اوکونر، 2002؛ لت، بلومنتال، ببیک، شروود، استروومن و همکاران، 2004؛ روگولز، 2002). ویلسون و شلم (2004)، عوامل جدید زمینه ساز آترواسکلروز را از عوامل سنتی شناسایی شده جدا کردند. این عوامل شامل بالا بودن لیپوپروتئین (a)، هیپرهوموسیتئینمی و افزایش میزان CRP هستند. عوامل ژنتیکی مانند ژنهای مربوط به اختلالات ارثی که خطر ابتلا به بیماری ارثی را افزایش میدهند (از قبیل ژنهای مربوط به نابهنجاریهای چربی) و ژنهای مرتبط با افزایش خطر بیماری قلبی- عروقی ( از قبیل ژنهای مربط به سوخت و ساز چربی) نیز در ابتلا به این بیماری نقش دارند. سهم ژنتیک در سبب شناسی CAD در دامنه 20 تا 60 درصد برآورد شده است (نوردلی، ولد و کلونر، 2005). بعضی مطالعات (برای مثال، تالمود و استفنز، 2004) نشان میدهند که تعامل عوامل محیطی (مانند سیگار کشیدن) با عوامل ژنتیکی میتواند میزان خطر ابتلا به CAD را تغییر دهد. بالا بودن فشار خون یکی از عوامل خطر اصلی CAD است. افزایش فشار خون سیستولیک (بالای 140 میلیمتر جیوه) بیش از افزایش فشار خون دیاستولیک ( بالای 90 میلیمتر جیوه) در این بیماری نقش دارد و درمان تهاجمی آن به طور مؤثری خطر را کاهش میدهد (آندروئولی، 2004). دیابت نوع دو نیز در مردان و زنان به ترتیب دو و سه برابر خطر بیماری قلبی را افزایش می دهد (تن و همکاران، 2010). مقاومت به انسولین و هیپرانسولینمی ( در غیاب دیابت آشکار) با افزایش بروز CAD همراه است (آندروئولی، 2004). مصرف سیگار یکی از عواملی است که خطر بیماری قلبی- عروقی را افزایش میدهد، به طوری که سکته قلبی و مرگ ناشی از بیماری قلبی را در بین بیماران سیگاری زیر 55 سال تا دو برابر افزایش میدهد (ویلسون، 2004). شواهد نشان میدهد که 12 ماه پس از قطع مصرف سیگار کاهش قابل توجهی در بروز CAD دیده میشود (آندروئولی، 2004). یک بررسی نشان داده است که افرادی که سیگار کشیدن را قطع میکنند و فشار خون و سطح کلسترول را پایین میآورند، خطر مرگ بر اثر بیماری قلبی را به نصف کاهش میدهند (جوسیلاتی، وارتیان، تومیلتو، پکانن و پوسکا، 1995). جنسیت (مرد بودن) و کهولت سن از دیگر عوامل زمینه ساز بیماری قلبی محسوب میشوند (آلکسوپلوس، تولگاریدیس، داولوروس، کریستودلو، استاتوپولوس و همکاران، 2003 ). در سالهای اخیر، علاقه به عوامل روانشناختی گوناگون در سبب شناسی شیوع و مرگ و میر بیماری قلبی- عروقی، روز افزون گشته است. عوامل خطر بیولوژیکی شناسایی شده برای بیماری قلبی- عروقی، مانند سیگار کشیدن، چاقی، چربی بالا، فشار خون بالا و دیابت ، بخش کوچکی از واریانس رشد این بیماری به شمار میآید. متغیرهای روانشناختی نیز، مشابه عوامل خطر سنتی برای بیماری قلبی، می توانند از طریق تغییرات فیزیولوژیکی و با تأثیر بر انتخاب سبک زندگی به سیستم قلبی- عروقی آسیب برسانند (هینس، کوپر و مید، 2001؛ استپتو، 2000). بنابراین محققان تصمیم گرفتند که شدت عوامل روانشناختی را بر فرایند این بیماری بررسی کنند. چندین مطالعه آینده نگر فرض میکند که اختلالات روحی رایج مانند افسردگی و اضطراب، ممکن است با افزایش خطر بیماری قلبی- عروقی در افراد سالم یا بیماران قلبی- عروقی رابطه داشته باشد. خصومت و نشانگان اضطراب به عنوان عامل خطر بیماری قلبی در جمعیت سالم شناخته می شوند (روزنبلووم، ولنیوس، موکامل و میتلمن، 2009 ؛ روزانسکی، بلومنتال، دیویدسون، ساب و کابزانسکی، 2005؛ سولس و بوند، 2005). عوامل روانشناختی مانند فقدان حمایت اجتماعی به عنوان عامل خطر بیماری قلبی در نظر گرفته میشود. پریشانی روانشناختی و استرس نیز خطر بروز بیماری قلبی را افزایش می دهند (رزینی، بیانچی، لئو، فورچنا، سیراکوسانو و همکاران، 2008). تیپ های شخصیتی مختلف، با توجه به اثراتشان بر تندرستی تاکنون مورد توجه قرار گرفته اند. یکی از مشهورترین تیپهای شخصیتی که تا کنون به عنوان یک عامل خطرزای بیماری مورد توجه قرار گرفته است، شخصیت نوع A است که با ویژگیهایی نظیر رقابتی بودن، بی حوصلگی، هشیاری، سبک کلامی سریع و همدلانه، تحریک پذیری، بدبینی و خصومت مشخص میگردد (دنولت، 2000؛ هیلبروم و فریدبرگ، 1988؛ موسلمن و همکاران، 1998؛ شر، 1999؛ اورسانو، اپشتین و لازار، 2002؛ ویلیامز و لیتمن، 1996) اخیراً یک سازه شخصیتی جدید با عنوان نوع D یا شخصیت پریشان مطرح شده است که برای اولین بار در مطالعه دنولت و همکاران (1995)، در مطالعه ای روی بیماران انفارکتوس میوکارد (MI) مطرح گردید. آنها به این نتیجه رسیدند که نرخ مرگ و میر بیماران با انفارکتوس میوکارد که دارای شخصیت نوع D بودند بسیار بالاتر (39 درصد) از بیماران با سایر انواع شخصیت (5 درصد) بود. یک مطالعه پیگیرانه 10 ساله که توسط دنولت و همکاران (2001) انجام شد نشان داد که میزان مرگ و میر بیماران CHD با شخصیت نوع D چهار برابر مرگ و میر بیماران CHD بدون شخصیت نوع D بود. یکی از عوامل دیگری که در بهبود بیماری قلبی- عروقی مؤثر است خشم و نشخوار خشم میباشـد. پژوهـشها (برای مثال، چیـدا و استپتـو، 2009؛ دنولت و همکاران،2010) نشان میدهند که حوادث خشم برانگیز و یادآوری مجدد این حوادث (نشخوار خشم) باعث بالا رفتن فشار خون، افزایش بیماری قلبی- عروقـی و کاهش بهبـودی مشکلات قلبـی می شود. 2-1-2- شیوع بیماری عروق کرونری میزان شیوع بیماری قلبی- عروقی در سال 2003 نزدیک به 3/71 میلیون نفر امریکایی یعنی رقمی معادل 2/34 درصد بوده است (رضایی، 2005). طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، میزان شیوع بیماریهای قلبی- عروقی در حال افزایش است و انتظار میرود که این میزان در سال 2020 نیز 4/46 درصد باشد. حدود یک سوم همه افراد در جوامع غربی در اثر انسداد عروق کرونری میمیرند که تقریباً در همه موارد ناشی از تصلب شرایین است (برانوالد، زیپس و لیبی، 2001). شیوع بیماری شرایین کرونر با افزایش سن، افزایش مییابد و در هر سنی شیوع این بیماری در مردان نسبت به زنان شایعتر است. این بیماری به طور متوسط در زنان ده سال دیرتر از مردان تظاهر مییابد. این مسأله تا حدودی به اثرات محافظتی استروژن بر میگردد (آندروئولی، 2004). زنان قبل از یائسگی در مقایسه با مردان همسن شان، کمتر مبتلا میشوند اما خطر ابتلا بعد از یائسگی افزایش مییابد (ایسپنز و بیرن، 2008؛ فراری، آبرگل، فورد، فاکس، گرین لو و همکاران، 2012؛ تن و همکاران، 2010). در امریکا مرگ های مربوط به CAD در سال 1984 در زنان بیشتر از مردان اتفاق می افتاد (ژنگ، 2010). این بیماری معمولاً در اواخر زندگی (بعد از 50 سالگی) رخ میدهد. مردان در سنین کمتر از 50 سالگی بیشتر از زنان، مستعد ابتلا به این بیماری هستند اما بعد از 50 سالگی این اختلاف از بین میرود. بر اساس دادههای انجمن قلبی امریکا یک نهم زنان سنین 45 تا 64 سال و یک سوم زنان بالای سنین 65 سال به شکلی به بیماری قلبی مبتلا هستند. احتمال مرگ ناشی از حمله قلبی طی دو هفته اول در زنان دو برابر مردان بوده و در طی یک سال اول پس از حمله قلبی مرگ ومیر در زنان سی و نه و در مردان سی و یک درصد بوده است. شانس زنده ماندن در زنانی که به سبب حمله قلبی بستری شده اند نسبت به مردان اندکی کمتر است. همچنین مرگ و میر در زنانی که به علت حمله قلبی بستری میگردند، پس از ترخیص نسبت به مردان بالاتر است (زارت، موزر و کوهن، 2004). زنان مبتلا به اسکیمی قلبی اغلب پیامدهای مخرب بیشتر و پیش آگهی بدتری نسبت به مردان نشان می دهند (استنجل، بومان و استنجل، 2002). برخی پژوهشها (برای مثال، نوردلی و همکاران، 2005) نشان میدهند که داشتن سابقه خانوادگی مثبت CAD، خطر بروز این بیماری را دو تا هفت بار نسبت به افرادی که سابقه خانوادگی ندارند، افزایش میدهد. 2-1-3- تشخیص و درمان تنگی عروق کرونری در طول دهههای گذشته، راهبردهای جدید تشخیص و درمان برای بیماران قلبی- عروقی رشد کرده است که شامل آنژیوگرافی، اکوکاردیوگرافی، جراحی بای پس، آنژیوپلاستی، بتا- بلوکر درمانی میشود. در بیماران MI، تشخیصهای کوتاه مدت از سال1960 به علت این پیشرفتهای جدید بهبود یافته است (دنولت، 1997). 2-1-3-1- آنژیوگرافی آنژیوگرافی یا رگ نگاری، پرتونگاری از رگهای خونی، پس از پر کردن آنها از ماده حاجب، برای مشاهده و معاینه دقیق آنهاست و یک روش تشخیصی مطمئن محسوب میشود. این فناوری به سادگی انجام میشود و برای بیمار عوارضی ندارد، به عنوان مثال نیازی به قرار گرفتن در معرض تشعشع نیست (زن، 2011). 2-1-3-2- اکوکاردیوگرافی اکوکاردیوگرافی یا پژواک نگاری قلب، یک روش تشخیصی غیرتهاجمی برای انواع بیماریهای قلبی محسوب میشود که بوسیله امواج صوتی، ساختمان قلب به تصویر کشیده میشود و به آسانی میتوان تصاویری با کیفیت بالا از ساختارهای خاص قلبی- عروقی (زائده دهلیز چپ، آئورت سینه، دستگاه دریچه میترال و سپتوم دهلیزی) به دست آورد. معاینه به طور متوسط 20-15 دقیقه طول میکشد (سوارد، خاندریا، اوه، آبل، هوقس و همکاران، 1988). 2-1-3-3- جراحی قلب کلیه اعمال جراحی قلب و عروق به دو دسته نقسیم میشوند: 1) جراحی قلب بسته؛ 2) جراحی قلب باز. علت نامگذاری جراحی قلب بسته این بود که در این عمل جراحی، جراح هیچ گونه دیدی نسبت به منطقه عمل ندارد و انگار با چشم بسته انجام میشود. دسته ای هم بر این باورند که نامگذاری قلب بسته در برابر قلب باز به این مفهوم است که در این عمل، جراحی روی قلب در حال ضربان انجام میشود و در حین انجام عمل نیازی به استفاده از ماشین قلب (که وظیفه قلب را در حین جراحی انجام میدهد) و ریه مصنوعی نیست. همه بیمارانی که نیاز به عمل قلب بسته دارند با شرایط روحی بهتر و آرامش و اطمینان خاطر بیشتری به اتاق عمل میروند و پس از عمل، بهبودی سریعتری نشان میدهند. چنانچه کلیه اعمال جراحی قلبی را با استفاده از ماشین قلب و ریه مصنوعی انجام دهند، جراحی قلب باز نام میگیرد که نخستین بار در سال 1951 میلادی توسط گیبون انجام شد. در این شکل جراحی، جراح با شکافتن قلب و در زیر دید مستقیم به جراحی مبادرت میورزد. در مواردی که تنگی قابل ملاحظه ای در یک یا چند نقطه از عروق وجود داشته باشد انجام عمل جراحی یا بای پس ضرورت دارد. بای پس در واقع معبر جدیدی از خون است که یک طرف آن به آئورت که شریان اصلی بدن است و انتهای دیگرآن به بعد از محل تنگی کرونر دوخته میشود. برای ایجاد این معبر جدید معمولاً از وریدهای پای بیمار استفاده میشود (زارت و همکاران، 2004). 2-1-3-4- آنژیوپلاستی آنژیوپلاستی یا رگبازسازی شیوه ای درمانی برای رفع تنگی رگهای خونی است که به انواع مختلف انجام میشود. آنژیوپلاستی با بالون: که از طریق اتساع منطقه تنگ شده شریان بهوسیله بالون انجام میشود. این روش برای اولین بار در سال 1977روی انسان انجام شد و میزان موفقیت اولیه آن در حدود 90 درصد است. تقریباً 30 درصد از بیماران، تنگی دوباره رگ را در ظرف 6 ماه تجربه میکنند. میزان مرگ و میر ناشی از آن حدود یک درصد است. برای انتخاب این روش به طور ایده آل، بیمار باید یک یا دو رگ تنگ داشته باشد (برانوالد و زیپس، 2005؛ زارت و همکاران، 2004 ). آنژیوپلاستی با استنت: در این روش با کاتتر وارد شریان تنگ شده میشوند، از انتهای کاتتر یک سیم فنری شکل کوچک ظریف و تو خالی را در محل انسداد قرار میدهند، این فنر در همان محل قرار میگیرد و رگ را باز نگه میدارد (سماوات و حجت زاده، 1384). شکل 1-2- آنژیوپلاستی به کمک بالن و استنت آنژیوپلاستی با آترکتومی: در این روش، با کاتتر وارد شریان تنگ شده و ضایعه ای را که موجب بسته شدن رگ شده است میتراشند (زارت وهمکاران، 2004). 2-1-3-5- دارو درمانی در گرفتگیهای خفیف تر عروق کرونر از دارو های عرضه شده در بازار استفاده میکنند که جریان خون آن قسمت از عضله قلب که دچار آسیب شده از طریق از میان بردن لخته خون برقرار شده و از این طریق از مرگ آن قسمت از عضله قلب جلوگیری میشود (رئیسی و همکاران ، 1374). 2-1-4- نظریه های سبب شناسی بیماری قلبی- عروقی 2-1-4-1- نظریه فیزیولوژیکی بیماری قلبی- عروقی محور هیپوتالامیک- هیپوفیز- آدرنال (HPA) و هورمون استرس کورتیزول کلید ارتباطی بین هیجانهای و قلب است (کوپر و دنولت، 2007؛ پدرسن و دنولت، 2006). محور HPA کارکردهای متفاوتی را از طریق آزادسازی هومونهایی درون جریان خون در بدن ایجاد میکند. این سیستم با هورمون استرس کورتیزول، کاکردهای ضروری را برای آماده سازی بدن جهت پاسخ به تهدید انجام میدهد. محور HPA متناسب با سطوح تهدید، مقداری از چرخه کوتیزول را در جریان خون تنظیم میکند. این حالت آمادگی پاسخ جنگ و گریز، اثرات قلبی- عروقی مناسبی را شامل ضربان قلب و فشار خون بالا، تنگ شدن رگهای خونی و افزایش قند خون دربردارد. در موقعیتهای خطر واقعی، این حالت قلبی- عروقی شدید لازم است (پدرسن و دنولت، 2006) اما ادامه ارائه کورتیزول میتواند به طور بالقوه اثرات مضری داشته باشد که در نتیجه آن سطوح بالای کورتیزول بر قلب و کل سیستم گردش خون فشار وارد میکند و به افزایش فشارخون و تنگ شدن عروق کرونر منجر می شود (کوپر و دنولت، 2007؛ پدرسن و دنولت، 2006). محققان نشان میدهند که عاطفه منفی می تواند به سطوح بالاتر کورتیزول در طول روز منجر شود (میلر، کوهن، رابین، اسکونر و دویل، 1999). افراد با شخصیت نوع D ممکن است در معرض خطر مضاعف قرار داشته باشند. فردی که هیجانهای منفی را تجربه می کند، سطوح استرس بالایی دارد و بازداری اجتماعی اش مانع از این میشود که بتواند به خودش کمک کند تا از استرس خلاص شود (کوپر و دنولت، 2007؛ پدرسن، اونگ، سانن شین، سرویز، اردمن و همکاران، 2006). 2-1-4-2- نظریه روانپزشکی بیماری قلبی- عروقی اختلالهای روانپزشکی به عنوان عوارض بیماری قلبی- عروقی یا همراه این بیماریها اتفاق میافتند. افسردگی، اضطراب، دلیریوم و اختلالات شناختی بسیار شایع هستند. محققان معتقدند که نوسانهای خودکار قلبی، نسبت به استرسهای حاد هیجانی مثل خشم شدید، ترس یا ناراحتی عمیقاً حساس هستند. از این رو جای تعجب نیست که هیجانهای حاد، بویژه اضطراب بر قلب اثر بگذارند. به عنوان مثال مرگ قلبی ناگهانی با پریشانی هیجانی ناگهانی در همه فرهنگها و همه زمانها مرتبط است (کاپلان، سادوک و سادوک، 2003؛ پدرسن و همکاران، 2003، اسپیندلر، کراس، زویسلر و پدرسن، 2009). سطوح اضطراب خطر مشکلات قلبی آتی را در بیماران مبتلا به MI 2 تا 5 بار نسبت به بیماران غیرمضطرب که حملات قلبی داشته اند افزایش میدهد (کاپلان و همکاران، 2003). 2-1-4-3- نظریه های روانشناختی بیماری قلبی- عروقی 2-1-4-3-1- الگوی رفتاری نوع A، B و C در طول دهههای 1970 تا 1980 بسیاری از مطالعات تحقیقاتی استدلال کردند که الگوی رفتاری نوع A ترکیبی از الگوی رقابت جویی، رفتار رانندگی مهیج و مستعد ارتباط برقرار کردن با دیگران به شیوه ای خصمانه است. این طور فرض شده که این دسته از رفتارها افراد را در معرض خطر بیماری قلبی- عروقی قرار میدهند. پس از فریدمن و روزنمن (1947)، در طول دهه 1950، دسته ای نشانگان رفتاری مشابه در بیماران قلبی تشخیص داده شد. این رفتارها شامل صحبت کردن سریع بیماران و بروز آشفتگی میشد که در افراد نوع A دیده شده بود (کوپر و دنولت، 2007). شخصیت نوع Bاز لحاظ روانشناختی نقطه مقابل الگوی A است (فریدمن و روزنمن، 1974). نوع B برای توصیف خلق و خوی افرادی به کار میرود که در معرض بیماری قلبی- عروقی قرار ندارند. این افراد احساس اضطرار زمانی نمیکنند و میتوانند بدون عصبانی شدن، کار میکنند (بال، کرنزلر، تنس، پولینگ و رانساویل، 1998). الگوی رفتاری بعدی، رفتار نوع C است که توسط تموشوک و درهر(1993) بسط داده شد و به عنوان ویژگی روانشناختی که می تواند منجر به سرطان شود معرفی گردید. این افراد نمی توانند با استرس زندگی به شکل مطلوب کنار بیایند و احساساتشان را سرکوب می کنند. آنها هرگز خشم، ترس یا ناراحتی شان را بیان نمیکنند و این به شدت برایشان مهم است که حتی در شرایط سخت ظاهرشان را خوب جلوه دهند و بیش از حد برای خشنودی خانواده، دوستان و غریبه ها تلاش میکنند. 2-1-4-3-2- الگوی رفتاری نوع D تصویر روانشناختی نوع D شخصیت، به گروه واحدی از رفتارها و هیجانهایی اشاره دارد که توسط دو صفت شخصیتی تعریف می شود؛ عاطفه منفی و بازداری اجتماعی (پدرسن و دنولت، 2006). افرادی که عاطفه منفی زیادی را تجربه میکنند، مشکلات رفتاری و هیجانی بیشتری دارند (دنولت، 2000، 2005؛ پدرسن و همکاران، 2006). آنها هیجانهای منفی و احساس غمگینی بیشتری را تجربه میکنند و به آسانی توسط محرکهای محیطی تحریک و عصبی میشوند (دنولت، 2000؛ اسپیندلر و همکاران، 2009). افرادی که بازداری اجتماعی بیشتری دارند جهان اجتماعی را تهدید کننده ادراک میکنند و واکنشهای منفی را پیش میگیرند مانند مخالفت با دیگران، اما برای اجتناب از این واکنشها، بیماران نوع D راهبردهای محافظت از خود، مانند بازداری از خودبیانگری را بکار میبندند (دنولت، 2000). 2-2- شخصیت نوع D 2-2-1- تعریف شخصیت نوع D در دهه گذشته، علاقه به نقش شخصیت در سلامت و بیماری بار دیگر افزایش یافته است (کارنی، فریدلند، شلین و ویس، 1997). شخصیت به سازمانی پیچیده از خصیصههای مزاجی اشاره دارد (موسلمن و همکاران، 1998) که این خصایص در سطح عاطفی و رفتاری عمومی افراد ثابت است. بنابراین، شخصیت به عنوان یک سیستم پیچیده از ساختارها و فرایندهای زیربنایی در ثبات عاطفه و رفتار انسان به شمار میآید (گلسمن و شاپیرو، 1998). مدلهای مختلفی از شخصیت دو (کرید، 1999)، سه (آندا، ویلیامز، جونز، ماسرا، ایکر، گلسمن و مارکز، 1993) و یا پنج (بارفوت و شرول، 1996) صفت کلی را که با اکثر موقعیتها مطابقت دارند شناسایی کرده اند. اخیراً نظریه شخصیت نوع D در زمینه بیماریهای قلبی توسط دنولت مطرح شده است که به نظر می رسد این نوع شخصیت عامل مهمی در تبیین تفاوتهای فردی در همبودیها و عوارض قلبی، روانشناختی و خطر مرگ و میر به دنبال بیماریهای قلبی باشد (پدرسن و دنولت، 2004). اساس نظری این نوع شخصیت حاصل یک بررسی روی بیماران قلبی در بلژیک بود که در آن نقش ویژگیهای شخصیتی در پیامدهای بیماری قلبی مورد مطالعه قرار گرفت (دنولت، 1998). در تحقیقات قبلی، یک نوع شخصیت گسسته شناسایی شد که میتوانست پیامدهای مغایر با سلامت را در بیماران قلبی- عروقی بررسی کند. از تجزیه و تحلیل خوشه ای، یک زیرگروه شخصیتی از بیماران قلبی که تمایل به تجربه هیجانهای منفی (به عنوان مثال، نمره بالا در عاطفه منفی) و همزمان تمایل به بازداری ابراز خود ( برای مثال، نمره بالا در بازداری اجتماعی) داشتند منبعث شد و بهوسیله مقایسه با مدلی که به شکل تجربی ایجاد شده بود، نمره میانی مقیاس عاطفه منفی و بازداری اجتماعی به عنوان تعریفی از شخصیت نوع پریشان یا نوع D مورد استفاده قرار گرفت (دنولت و همکاران، 1995). از این رو، بیماران قلبی با شخصیت نوع D با این ویژگی مشخص میشوند که به طور مزمن طیف گسترده ای از هیجانهای منفی را در طول زمان و موقعیتها سرکوب میکنند. آنها ممکن است سطوح بالای افسردگی و استرس روانشناختی و سطوح پایین حمایت اجتماعی ادراک شده و بهزیستی را گزارش دهند (دنولت، 1997؛ دنولت و همکاران، 1995). منظور از عواطف منفی تمایل بیشتر فرد به تجربه احساسات منفی در زمانها و موقعیتهای مختلف است در حالی که بازداری اجتماعی به تمایل فرد به اجتناب از ابراز این هیجانهای منفی در تعاملات اجتماعی اشاره دارد (پدرسن و دنولت، 2004؛ دنولت، 2005). از نقطه نظر بالینی، افراد نوع D مستعد نگرانی، تنش، احساس ناشادی و نگاه تیره و منفی به زندگی هستند. آنها به سادگی عصبی میشوند و در کل احساسات مثبت کمتری را تجربه میکنند. این افراد احساسات خود را در درون خود نگه میدارند و به دلیل ترس از طرد شدن و یا بی ارزش شمرده شدن، از ابراز هیجانهای منفی خویش اجتناب میکنند. افراد نوع D پیوندهای شخصی کمتری با دیگران برقرار مینمایند و از بودن در کنار غریبه ها احساس ناراحتی میکنند. این افراد تمایل به حفظ فاصله با دیگران دارند و ممکن است قادر به ابراز رفتارهای قاطعانه نباشند (دنولت، 2000، 2005؛ ویلیامز و همکاران، 2008). در مطالعه ای روی 303 بیمار قلبی- عروقی که بین 6-10 سال مورد پیگیری قرار گرفتند نشان داده شد که میزان مرگ و میر در بین بیمارانی که دارای تجربه عواطف منفی بالا و بازداری پایین بودند در مقایسه با بیمارانی که دارای تجربه عواطف منفی کمتر بودند تفاوت معناداری وجود نداشت. این بدان معناست که پیوند تمایل به تجربه عواطف منفی و بازداری از ابراز آن عواطف است که بیش از عواطف منفی به تنهایی دارای آثار زیانبار برای سلامتی است. در واقع ترکیب این دو ویژگی است که موجب اثرات مخرب بر سلامتی میشود (دنولت و همکاران، 1996). 2-2-2- مؤلفه های شخصیت نوع D

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan